روشا مجد

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «ملودی» ثبت شده است

ملودی مخصوص بابا بزرگ!

دوشنبه, ۲۰ فروردين ۱۳۹۷، ۰۹:۱۴ ق.ظ

ده روزی است که بعد از ظهرها در آن تایم خاص کسی زنگ در خانه مان را به صدا در نیاورده. همیشه آمدنش نشانه داشت. زنگ در را که می فشرد، با اندکی درنگ انگشتش را از روی آن بر می داشت؛ همین باعث شده بود زنگ در خانه با ملودی خاصی نواخته شود. ملودی مخصوص بابا بزرگ! کافی بود زنگ در را بزند، ندیده می گفتیم:"بابا بزرگه! در رو باز کنید." گاهی هم اگر توی ایوان نشسته بودیم و او پشت در بود، عصایش و گیوه های تابستانی سفیدش از زیر در نمایان می شد و امین با ذوق می گفت: "بابا بزرگه." در را به رویش می گشود. اما حالا بابا بزرگ هشتاد و دو ساله مدتی است که میهمان بخش مراقبت های ویژه بیمارستان و در جدال با مرگ و زندگی است. نمی دانم ثانیه ها و لحظات پیش رو ثانیه های مرگند یا زندگی برای او! امیدوارم اگر پیمانه عمرش لبریز نشده سلامت به آغوش خانواده برگردد اما اگر بهار مرگش فرا رسیده خداوند هم از او راضی باشد.

  • روشا مجد

آب می نوازد

پنجشنبه, ۲۴ فروردين ۱۳۹۶، ۰۵:۲۳ ب.ظ

کنار برکه ای زیبا رقص قوهای سپید را به تماشا نشسته ام. نیلوفر سیال در آب مرا به وجد آورده است. سنجاقک های رنگی بر شانه ام بوسه می زنند و من دلواپسی هایم را به آرامش و سکوت آب سپرده ام. گوش کن! آب، ملودی آرامش وسکوت را  چه زیبا بر تارهای برکه می نوازد. گوش جان را باید سپرد به جادوی سرانگشتان آب، جادویی که پلک هایم را به هم آغوشی یکدیگر می برد و این زمزمه را بر لب هایم جاری می سازد:

" بنواز و برهان مرا از هیا هوی دور از این برکه "

" بنواز و برهان مرا از هیاهوی دور از این برکه "

# روشا مجد

# یادداشت های روشا مجد

  • روشا مجد