روشا مجد

دنبال کنندگان ‎+۲۰۰ نفر این وبلاگ را دنبال می کنم
طبقه بندی موضوعی

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «زنانگی» ثبت شده است

گاهی یادمان می رود ...

دوشنبه, ۱۴ اسفند ۱۳۹۶، ۰۹:۵۸ ب.ظ

برخلاف اوایل آشنایی مان که کمی احتیاط چاشنی رفتارش بود تازگی ها یخش آب شده و تلاش می کند به من نزدیک شود. برایم از علایقش می گوید، از طرز فکر و ایده آل هایش. فکر می کنم صداقت و صمیمیت ذاتی من، حصار بی اعتمادی ذهنش را فرو ریخته؛ حصاری ذهنی که نتیجه منفی بافی های او از من در خیالش بوده و حالا از حصار مابینمان عبور کرده و با صمیمیتش، گفتن از احساسات و سلایقش تلاش می کند اعتماد مرا برای دوستی عمیق تر جلب کند. قدمی که او اکنون برداشته من از همان ابتدا با حسن نیت و تعلق خاطر قلبی برداشته بودم.

با هم قدم می زنیم. می گوید: « میدونی روشا! من توی زندگی، خودم رو وابسته به مرد نمی کنم. اونقدری که همسرم به من وابسته است من به اون وابسته نیستم. مثلاً اگر یکی دو هفته برم به خونه پدری، شاید خیلی دلتنگ همسرم نشم اما همسرم همیشه میگه وقتی خونه نیستی جای خالیت حس میشه. »

می گویم:« خوبه که شخصیت مستقلی داری اما من فکر می کنم دلتنگی همسرت وابستگی نیست. دلبستگیه. » و دیالوگ هایی که با همین مضمون ادامه پیدا کرد...

به گمانم زن باید مستقل بودن را یاد بگیرد تا اگر روزی مردی کنارش نبود، نشکند اما هیچگاه حس استقلال و اقتدارش را نباید به مردش منتقل کند. حتی برعکس، باید به مرد این احساس را بدهد که به او بسیار وابسته است و به حمایتش نیاز دارد. غیر از این باشد اتفاقات خوشایندی در انتظار زندگیشان نخواهد بود. ما زن ها آفریده شده ایم برای زن بودن نه «مردانه زن» بودن! گاهی یادمان می رود...

  • روشا مجد

شرم و حیا یعنی بار عام ندادن

شنبه, ۲۸ اسفند ۱۳۹۵، ۰۱:۳۰ ب.ظ

دوست قلم به دستی نظر شخصی اش را درباره باید و نبایدهای  برخی مسائل، پیرامون زنانگی زنان مطرح کرده است و شرم زنانه در اینگونه مسائل را نوعی اجحاف از سوی جامعه در حق زن می داند. معتقد است این نوع شرم ناشی از تفکر تزریقی جامعه به ذهن زنان ماست.

به گمانم برخی از ما تحت تأثیر جریان به اصطلاح روشنفکری عصر حاضر، بی مهابا و بدون پشتوانه  عقلانی وارد حریم هایی می شویم که باید حریم بماند. حدود و ثغورش را دستخوش عادت نکنیم  چرا که عادت، قبح هر قبیحی را برمی دارد. اینکه عادت کنیم از حریم ها با واژه های اصلی سخن بگوییم نه واژه های استعاری و کنایی؛ یعنی به مرور زمان قبحی که به آن اعتقاد داشته ایم از میان می رود و حریم های شخصی دیگر شخصی نیست. درواقع بار عام دادن به همه چیز و همه کس است. پشت بندش هم حرکت جامعه به سوی نا کجا آباد .

بنده معتقدم شرم و حیا برای زنان گوهری وجودی است. گوهری اصل، از جنس فطرت آدمی؛ که تحت تأثیر دگرگونی ها و حرکت رو به جلوی قافله انسانی نباید ماهیت خود را از دست دهد.

مسأله لزوماً تفکر ما به عنوان یک فرد نیست. گزینه های زیادی سبب ساز این شرم و حیاست که بسیار تعیین کننده است.

گویا فراموش کرده ایم که خلقت زن متفاوت از مردهاست. دو جنس کاملاً مخالف. بله. با این مسأله موافقم که برخی از زنان در جامعه امروز کم از یک مرد نیستند.اما نمی توان این مورد را به همه زنان و همه مسائل پیرامونشان تعمیم داد.

زن با شرم و حیایش زن است. زن با سرخ و سفید شدن گونه هایش زن است. زن با شرم از بیان صریح واژه های اصل، پیرامون زنانگی اش زن است. ساختار وجودی زن مشابه گلبرگ های لطیف گل سرخی است که تیغه ها و خارهای محافظ دارد. این تیغه ها همان شرم و حیاست. شرم از به کار بردن واژه هایی چون...

# روشا مجد

  • روشا مجد