روشا مجد

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «احساس» ثبت شده است

باران ارکستر سمفونی خداست.

جمعه, ۱۰ آذر ۱۳۹۶، ۱۲:۵۱ ق.ظ

باران که می بارد، پنجره احساس را باید گشود و او را دعوت کرد به  نوشیدن یک ماگ، شکلات داغ یا یک استکان چای زنجبیلی. با باران باید کوچه های احساس را قدم زد و عاشقانه سرود. سمفونی باران را از پشت پنجره احساس، باید تماشا کرد. می دانی؟ باران، ارکستر سمفونی خداست؛ قطره های باران می نوازند و می خوانند و خدا رهبری می کند ارکستر باران را. چه قطعه ای می شود قطعه باران! گوش نواز و موزیکال. قطعه ای که مسیح فصل هاست.

# روشا مجد

# یادداشت های روشا مجد

  • روشا مجد

خلسه احساس

يكشنبه, ۷ آبان ۱۳۹۶، ۱۲:۴۴ ب.ظ
صبحگاه پاییز، گرمای لذت بخش لحاف و تشک عجیب به آدم می چسبد آنقدر که دل کندن از آن کار حضرت فیل است. از طرفی هیاهوی گنجشک ها، خنکای مطبوع هوای پاییزی و پرتو های خورشید که از لای پنجره توی اتاق سرک کشیده اند بدجوری احساست را قلقلک می دهد؛ برای پس زدن خواب صبح و لذت بی نظیرش. بلند می شوی کش و قوسی به بدنت می دهی، چشم های پر از خوابت را می مالی و پنجره اتاقت را رو به بیداری می گشایی. مشامت را با عطر دل انگیز پاییزی چاق می کنی و بساط صبحانه را روی میز کنار پنجره می چینی. بخار چای، بوی نان سنگک داغ و عطر گل های روی پنجره با موسیقی زنده ای که گنجشک ها به راه انداخته اند تو را می برد به خلسه احساس. دست لطیف احساس روحت را نوازش می کند. جرعه جرعه چای می نوشی و تبسمی زیبا را میهمان لبانت می کنی. پاییز را روی صندلی خالی روبرویت می بینی که با نجواهای آرام و عاشقانه تو را میهمان یک صبحانه پاییزی با طعم احساس کرده است.
  • روشا مجد