تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان


۲ مطلب با موضوع «کتاب هایی که خوندم» ثبت شده است

آفتاب مهتاب شیوا ارسطویی، آخرین کتابیست که مطالعه کرده ام:)

این کتاب یک مجموعه داستان است که در سال 81 برنده دو جایزه ادبی شده. شامل ده داستان کوتاه با مضامین اجتماعی، سیاسی و تربیتی است. به شخصه نگاه متفاوت این کتاب را به برش هایی از زندگی و مسائل پیرامون آن می پسندم. مشخصه مهم این مجموعه داستان، شیوه روایت داستان هاست که اغلب، به صورت فلش بک به گذشته است(بیشتر دهه پنجاه وشصت). به نظرم همین ویژگی، به جذابیت داستان ها افزوده.

نویسنده در آفتاب و مهتاب، موضوعاتی مثل اعتیاد، خیانت، طلاق، حواشی سیاست، جنگ، مسائل شخصی نوجوانان و جوانان، تفکرات سیاسی و مبارزاتی آنان و... را دستمایه قلم خود قرار داده است. نگاه شخصیت های داستانی این مجموعه به زندگی بسیار متفاوت و خاص است بهتر است بگویم نگاهشان به زندگی زیباست.

من داستان شازده خانوم و یک شب قبل از انتخابات را بیشتر دوست داشتم:)


جملاتی از داستان شازده خانوم که در جلد پشت کتاب هم چاپ شده:

« حتی اگر سیندرلا باشی و با جادو جنبل از کلفتی ناماداری و خواهرخوانده های بی لیاقت خلاص بشی، لباس خانمانه و کفش های بلوری بپوشی باز هم باید این درد را بکشی. گیرم توی قصه ها نگویند.»

به نظرم تلفیق ژانرهای مختلف و روایت متفاوت کتاب، باعث جذابیت کتاب شده و مهمتر از همه تفکر نهفته در پشت سطور این کتاب است.



روشا مجد ۹۶-۲-۲۴ ۴ ۵ ۱۱۵

روشا مجد ۹۶-۲-۲۴ ۴ ۵ ۱۱۵


 کتاب

این کتاب یکی از بهترین کتاب هایی است که این اواخر مطالعه نموده ام. پرداختن به یک واقعیت کلیشه ای(کشمکش انسان با شیطان و هرآنچه نوع انسان را از خوبی ها و منبع نور دور می کند) توسط نویسنده، نه تنها از جذابیت این روایت نمی کاهد بلکه نویسنده با قلم منحصر به فردش بسیار ماهرانه خواننده را ناگزیر به مطالعه همه صفحات کتاب می نماید.


جملاتی از این کتاب را بسیار دوست داشتم ؛ جملاتی چون:


« درست آنگاه که هیچ انتظارش را نداریم، زندگی پیش روی ما مبارزه ای می نهد تا شهامت و اراده مان را برای دگرگونی بیازماید. »


« مرگ اجتناب ناپذیر است. و باید یاد بگیریم که موقر، خردمند و تسلیم، با آن روبرو شویم ؛ مرگ اغلب، ما را از رنج های بی حاصل زیادی آزاد می کند.»


شیطان و دوشیزه پریم پائولو کوئیلو روایت دهکده ویسکوز و اهالی این قصبه است. دهکده ای آرام و زیبا که اهالی آن به مهربانی شهره اند. ولیکن شیطان، دشمن قسم خورده  نوع انسان با یکی از ترفندهایش وارد قلمرو این آدم ها شده و آن ها را به جنایتی هولناک دعوت می کند. و چه وسوسه ای محرک تر از وسوسه پول و طلا!


طلا (بی نیازی مادی)در ازای یک جنایت!


و جدال نیکی و بدی!


جدال شیطان و فرشته درون آدم های این روایت!


به گمانم انسان هرگاه پای منافعش در میان است حاضر است بر همه منطق ها و قوانین صحیح خط بطلان بکشد و حتی وجدان بشری را زیر گام هایش لگدمال کند؛ کما اینکه بسیاری از ما اینگونه ایم.

توجیه پشت توجیه می آوریم که کجروی مان در مسیر درستی بوده است.

تا جایی که در کتاب شیطان و دوشیزه پریم، کشیش یک قصبه (مرد خدا) همه وجدان انسانی و دینی اش را زیر پا می گذارد و با عدله های پوچی که ساخته ذهن حسابگرش است نقشه یک جنایت دسته جمعی را  می کشد. و متأسفانه اهالی، در جهت رسیدن به منافع مادی با افکار باطل او هم نوایی می کنند.

مضحک تر آنکه کشیش پس از همراه کردن اهالی در جهت انجام جنایت(اعدام یکی از اهالی به عنوان قربانی)، شب را تا صبح به نیایش می پردازد.

وصف حال آدم های دنیای امروز ما!...:)

اما در لحظه جنایت سخنان غرای شانتال پریم آبی است برای خاموشی آتش این گناه...

تردیدی نیست که در دنیای واقعی هم ما برای پیشروی در مسیر خوبی ها ناگزیر به انتخاب نیکی و مهار افسار نفس هستیم.

یادمان باشد نیکی و بدی هر دو جز لاینفک وجود ماست آنچه انسان های خوب را از انسان های بد تمیز می دهد گزینه انتخاب است...

انتخاب جنبه نیک وجودیمان، سعادتمان را تضمین و انتخاب جنبه بد وجودیمان، شقاوتمان را رقم خواهد زد.


روشا مجد ۹۵-۸-۲۷ ۰ ۰ ۷۰

روشا مجد ۹۵-۸-۲۷ ۰ ۰ ۷۰


مهربان ترین ! هوایم را داشته باش؛ حتی زمانی که تو را فراموش می کنم.


دنبال کنندگان بیانی
نویسندگان