روشا مجد

روشا مجد
نویسندگان

۱۴ مطلب با موضوع «احساسی نوشت» ثبت شده است

ققنوس باز می گردد

پنجشنبه, ۹ شهریور ۱۳۹۶، ۰۹:۳۰ ب.ظ


جوان غیورمان باز می گردد و

آغوش میهن، پیکر بی سرش را چه بی تاب، به انتظار نشسته.

دلاور! قرار است فخر خاک این سرزمین شوی.

قرار است بوی بهشتیت مشاممان را پر کند.

قرار است دل بی تاب مادرت آرام گیرد...

قرار است همسر صبورت، عشقش را به جاودانگی بسپرد...

قرار است کودکت که از دوری پدر دلتنگ است، دلتنگی هایش را به باد بسپرد...

همه ایران باز گشتت را خوش آمد می گویند...


پ ن: ققنوس نماد جاودانگی است.

  • روشا مجد

اکنون پرواز کن به وسعت همه آسمان!

شنبه, ۲۸ مرداد ۱۳۹۶، ۰۶:۵۷ ب.ظ

شهید محسن حججی

در قاموس واژه های ذهنم واژه ای در خور توصیف رشادتت نمی یابم. کاغذ و قلمم حقیرند برای بازگویی شرافت و مردانگیت! برای صلابتت!

هیچ میدانی شده ای پیکره شجاعت و غیرت؟

هیچ می دانی مردانگی را معنا کرده ای؟

هیچ می دانی مردانگیت فخر صفحات تاریخ خواهد شد؟

هیچ می دانی کوچه های شهر، میدان ها و سردرها مفتخرند که با نام نیک تو مزین شوند؟

هیچ می دانی نامت، سلوکت و شجاعتت قلب ها را به تپش انداخته؟

هیچ می دانی نوازنده چه شوری شده ای؟

آن ها که سر از تنت جدا کردند و خونت را ریختند نمی دانستند، ققنوس را سر می برند! ققنوسی که با مرگش، ققنوس دیگری متولد خواهد شد. 

قهرمان! شهادت مبارک! آسمانی شدنت مبارک! 

زمین جولانگاه حقیری بود برای پرواز روح بزرگت. تنها آسمان، در خور توست. اکنون به وسعت همه آسمان پرواز کن. آسان دل بریدی از زمینی ها ولیکن آنها هنوز نتوانسته اند دل بکنند از دوست داشتنت. دلشان در گرو توست تا ابد. تو را عاشقند تا ابد. همای خوشبختی! پرواز کن در بیکرانه آسمان. بال های پروازت در پهنه آسمان، سایبان سعادت و خوشبختی این سرزمین است.

پرنده خوشبختی ایران زمین، آسمانی شدنت مبارک!

تقدیم به روح بزرگ شهید محسن حججی.

  • روشا مجد

شهدخت

سه شنبه, ۳ مرداد ۱۳۹۶، ۰۸:۰۵ ب.ظ

رد کردن خط قرمزهای جامعه، عرف و دین یا شکستن چهارچوب ها قهرمانت نمی کند علی الخصوص اگر جنس لطیف باشی. فلسفه خلقت جنس لطیف آرامش بوده و بس! او را چه به چالش و هیاهو! مخلوقی زیبا و آرام که باید چون جواهری زیبا جلوه گری کند اما پشت ویترین! جواهری دستفروش، دیده ای تا به حال؟!

دختر شرقی که باشی؛ از همه مهمتر دختر ایرانی که باشی، « وسترنیسم » در تفکرت جایی ندارد. هویت اسلامی و ملیت شرقی و ایرانیت  را تاج می کنی و بر سرت می نهی. شهدختی میشوی برای خودت. شهدخت ایرانی که باشی، با لباست، با قلمت، با روابطت، بسترسازی نمی کنی برای جولان دادن شیطان، برای سیاهی، برای سقوط آزاد! دختر ایرانی که باشی نمی گویی وا مصیبتا! چرا در روز دختر قانون روابط آزاد برای دختران تصویب نمی کنند؟! شهدخت ایرانی داغ می نهد بر چشمان تفکر اومانیستی غرب. وبوسه ای عاشقانه می زند بر تفکر اسلامی ایرانی.


پ ن:  وسترنیسم: غرب گرایی (یک گرایش فکری که از سنت های خودی و شرقی بیزار است) . 

پ ن:  جواهری: جواهر فروش

  • روشا مجد

به مناسبت روز تولدم

يكشنبه, ۲۵ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۲۶ ب.ظ

روز 28 تیرماه سال... روح من در کالبدی جسمانی، از دنیایی اثیری، آرام و خاموش به این دنیای پرغوغا  و پر سودا هدیه شد. طفلک روح من! پا به عرصه ای هولناک و شگرف گذاشت تا هستی را معنا کند و طبق ناموس خلقت هزارتو های این عرصه را برای گشودن دری از جنس جاودانگی پیمایشی جانکاه داشته باشد. روح طفلکی من، سال ها پیش، ترانه های شادی را برای جان هایی سرود که پیوندی عمیق با او داشتند. ترانه هایی که فقط آنها را سرود. نهال روح من در گذر سال ها و ماه ها، تبدیل شده به درختی تنومند که اکنون در این لحظه، اقرار می کنم به صفحات آخر فصل جوانی رسیده ام . درخت زندگی من در میانه راه رشد و بالندگی است در فصلی از جنس پاییز، که زمستانی سرد را به انتظار نشسته؛ زمستانی که نمی دانم به بهار می رسد یا نه؟!... روح طفلکی من اکنون با سرد و گرم این زمانه، با خوبی ها و بدی ها، با مهربانی ها و بی مهری ها ، با فراز و نشیب ها، با قهر و آشتی ها، با عشق و محبت خو گرفته...بی تابی هایش از این دنیای خاکی کمتر شده؛ اما هنوز پیچ و خم های این هزارتو برایش ناشناخته است و نتوانسته معمای راه هایی که بیراهه اند و بیراهه هایی که راهند را حل کند!... 

سه روز دیگر تا تولدم...

روح طفلکی من! تولدت مبارک :)

  • روشا مجد

پروانه شو

سه شنبه, ۱۶ خرداد ۱۳۹۶، ۰۳:۲۸ ب.ظ

بعضی از آدم ها انتخاب شده اند برای جابجایی کوه ها، برای تاب آوردن تندبادها، برای دست و پنجه نرم کردن با دشوارترین آزمون ها. فقط ، بعضی از آدم ها انتخاب شده اند! آدم های معمولی زندگی معمولی دارند. ریتم زندگیشان آرام و یکنواخت است. همه چیز به وقتش همانگونه است که انتظار دارند. زندگیشان یک دومینو منظم است اما آدم های خاص و انتخاب شده، هفت خان رستم و اسفندیار در برابر هفت خان زندگیشان لنگ می اندازد. تندبادها همه زیر و بمشان را دگرگون می کند. آنقدر زیاد که اگر کرم درون پیله اند، تبدیل به پروانه می شوند. پروانه ای آزاد و رها از وابستگی و تعلق. پس پروانه شو. بگذار تندباد زندگی تازیانه حرصش را بر همه وجودت فرود آورد تنها اینگونه یک مبارز کارآزموده خواهی شد.

  • روشا مجد

خالی از غوغای زندگی

چهارشنبه, ۳ خرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۲۲ ب.ظ

در آغوش دریایی از شن در صحرایی وسیع ایستاده است. تا چشم کار می کند، تا دور دست ها شن است و صحرای خالی؛ خالی از غوغای زندگی. تصویر گاه و بیگاه پیش روی چشمانش سرابی بیش نیست. صحرا آغوشش را تنگ تر می کند  گویی که میخواهد او را در خود حل کند.

  • روشا مجد

گل یخ

چهارشنبه, ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۳:۴۶ ب.ظ

چیزهای با ارزشی در زندگی هست که خیلی زود، از کفت می رود. تنها به خاطر یک اشتباه، اشتباهی که فاجعه بودنش را در زندگیت دیر متوجه میشوی. این اقبال از دست رفته می تواند یک زن باشد یا بهتر است بگویم یک عشق . شاید سال ها بگذرد و یک حادثه، یک اتفاق، یک تلنگر یا روایت یک راوی سبب شود به خاطرات گذشته پرت شوی. صفحات زندگی ات را رو به عقب ورق بزنی، به عمق خاطرات که رسیدی دست کنی توی جیبت، پاکت سیگارت را بیرون بکشی به گمان اینکه شاید یک نخ سیگار آرامت کند. اما!...

اما رغبتی به کشیدن نداری و فقط لابلای انگشتانت آن را به بازی می گیری. می دانی زخم روحت عمیق تر از آن است که با یک نخ سیگار آرام شود. اصلاً بعضی از دردها مخدری ندارد. آن وقت است که تنها خیره می مانی به یک نقطه؛ نقطه ای که ممکن است ته یک خیابان باشد، ته یک جاده یا گل یخ های خشکیده ای که بعد از رفتنش همه جای خانه بودند، یا حتی عکسی از او در روزنامه؛ که حالا برای خودش کسی شده و تو در حسرت روزهای از دست رفته ای هستی که دیگر تکرار نخواهند شد.

  • روشا مجد

پیکره مهربانی

جمعه, ۱ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۱:۲۶ ق.ظ

در کشتزار محبت آرام قدم بزن. مهربانی را نفس بکش. خوشه های محبت را نوازش کن و در فصل درو دسته های درو شده مهر را در آغوش بگیر؛ تا تنت بوی محبت و مهر بگیرد. مهر را باید باور کرد. مهر پیکره تراشی است که پیکره دلت را می تراشد و صیقل می دهد. بگذار پیکره تراش محبت طرحی نو از جنس مهربانی، بر پیکره دلت بیندازد. کودک مهر را ببوس و بر شانه هایت سوار کن. کشتزار محبت را قدم بزن و هم نوا شو با خنده های کودکانه مهر.

" مهر را باید باور کرد. "

" مهر را باید دنبال کرد. "

" مهر را باید در آغوش گرفت."

  • روشا مجد

آب می نوازد

پنجشنبه, ۲۴ فروردين ۱۳۹۶، ۰۵:۲۳ ب.ظ

کنار برکه ای زیبا رقص قوهای سپید را به تماشا نشسته ام. نیلوفر سیال در آب مرا به وجد آورده است. سنجاقک های رنگی بر شانه ام بوسه می زنند و من دلواپسی هایم را به آرامش و سکوت آب سپرده ام. گوش کن! آب، ملودی آرامش وسکوت را  چه زیبا بر تارهای برکه می نوازد. گوش جان را باید سپرد به جادوی سرانگشتان آب، جادویی که پلک هایم را به هم آغوشی یکدیگر می برد و این زمزمه را بر لب هایم جاری می سازد:

" بنواز و برهان مرا از هیا هوی دور از این برکه "

" بنواز و برهان مرا از هیاهوی دور از این برکه "

  • روشا مجد

دریای دلت را دریاب...

سه شنبه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۶، ۱۱:۵۰ ب.ظ

مرداب دلت را دریایی کن تا عظمتش تو را به اوج ببرد. دل دریایی افقی دارد که نقطه وصل تو به آسمان آبی است. دریای دلت را دریاب! تو را چه به مرداب دل دیگران؟!

  • روشا مجد