روشا مجد

روشا مجد
نویسندگان

۴ مطلب در تیر ۱۳۹۶ ثبت شده است

به مناسبت روز تولدم

يكشنبه, ۲۵ تیر ۱۳۹۶، ۰۱:۲۶ ب.ظ

روز 28 تیرماه سال... روح من در کالبدی جسمانی، از دنیایی اثیری، آرام و خاموش به این دنیای پرغوغا  و پر سودا هدیه شد. طفلک روح من! پا به عرصه ای هولناک و شگرف گذاشت تا هستی را معنا کند و طبق ناموس خلقت هزارتو های این عرصه را برای گشودن دری از جنس جاودانگی پیمایشی جانکاه داشته باشد. روح طفلکی من، سال ها پیش، ترانه های شادی را برای جان هایی سرود که پیوندی عمیق با او داشتند. ترانه هایی که فقط آنها را سرود. نهال روح من در گذر سال ها و ماه ها، تبدیل شده به درختی تنومند که اکنون در این لحظه، اقرار می کنم به صفحات آخر فصل جوانی رسیده ام . درخت زندگی من در میانه راه رشد و بالندگی است در فصلی از جنس پاییز، که زمستانی سرد را به انتظار نشسته؛ زمستانی که نمی دانم به بهار می رسد یا نه؟!... روح طفلکی من اکنون با سرد و گرم این زمانه، با خوبی ها و بدی ها، با مهربانی ها و بی مهری ها ، با فراز و نشیب ها، با قهر و آشتی ها، با عشق و محبت خو گرفته...بی تابی هایش از این دنیای خاکی کمتر شده؛ اما هنوز پیچ و خم های این هزارتو برایش ناشناخته است و نتوانسته معمای راه هایی که بیراهه اند و بیراهه هایی که راهند را حل کند!... 

سه روز دیگر تا تولدم...

روح طفلکی من! تولدت مبارک :)

  • روشا مجد

عشق آمدنی است...

سه شنبه, ۱۳ تیر ۱۳۹۶، ۰۴:۵۱ ب.ظ

تکیه کلامش این بود: " عشق آمدنی است نه آموختنی " و سه بار عشق به سراغش آ مد. هر بار گمان می کرد نیمه گمشده اش را یافته و دختر مورد علاقه اش آنقدر زیباست که به آفتاب می گوید: " تو در نیا، من در می آیم "... در چشم چرانی هم همتا نداشت. مانده ام که چرا فقط سه بار عاشق شده است؟!... عشق اولش سرخ و سفید و چاق و چله بود با مو های سیاه... در روزگاری که زن ها خودکشی می کنند لاغر شوند او عاشق زنی از نوع تپل مپلش شده بود. دلخسته و نالان میگفت:" ما یک روحیم در دو بدن "... پس از دو ماه لاو ترکاندن عشقش فروکش کرد و به عشق دوم اعتراف کرد. می گفت: این دختر، همان ایده آل من است. اینبار نیمه اش دختری لاغر اندام و بور بود. ادعا می کرد با او تفاهم کامل دارد... دیر زمانی نگذشت و این عشق هم سرانجامش جدایی بود و بی سر انجامی... برای سومین بار هم عاشق شد! این دفعه نه چاق بود و نه لاغر. می گفت به این نتیجه رسیده ام که زن باید میانه باشد و موخرمایی... اینبار هم پایان کار همان آش و همان کاسه بود... به او گفتم: رفیق! با این فرمان، در جاده زندگی به مقصد نمیرسی . فقط جاده را می بینی و دیگر هیچ!... زنگ بزن به پدر و مادرت تا دختری را برایت نشان کنند. کلید سعادتت در دست آنهاست...

  • روشا مجد

یک روز دوست داشتنی

دوشنبه, ۵ تیر ۱۳۹۶، ۰۹:۵۴ ق.ظ

تازه از نماز عید فطر برگشته ایم امروز بی نظیر بود؛ پر از حس های ناب و دوست داشتنی. دیدن آن همه زن و مرد با یک نقطه مشترک هیجان انگیز است و قابل افتخار. طاعات و عبادات همگی قبول و عیدتان مبارک   :)

  • روشا مجد

بوسه باران مرگ

جمعه, ۲ تیر ۱۳۹۶، ۱۲:۱۳ ب.ظ

امروز واژه مرگ بوسه باران لب های حقیقت می شود. لب هایی که مرگ را فریاد می زنند برای پتک شدن بر سندانی شیشه ای...

 " مرگ بر اسرائیل " " مرگ بر آمریکا " " زنده باد فلسطین "

  • روشا مجد