روشا مجد

نویسندگان

۶ مطلب در شهریور ۱۳۹۵ ثبت شده است

عاشقانه ای به سبک عشاق فرانسه

چهارشنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۵، ۰۵:۰۰ ب.ظ

عشق این مقوله ازلی - ابدی پرتو افکنی اش در دل عشاق معجزه ای بیش نیست. نجوایی است اشارت گونه که تارهای جان را استادانه می نوازد. کلاف پیچیده ای است که عشاق را بی قرار و ناآرام وصل به سر میدواند. دلباخته عشق در طریق عشق ورزی دیوانه وار در پی سر کلاف است.

زهره را نماد عشق می یابد. اسطوره ها و الهه های عشق را زبان به تحسین می گشاید.

از فرط علاقه زمزمه می کند و گلبرگ های بابونه و نسترن را به شیوه عشاق فرانسوی به بازی می گیرد؛ یکی پس از دیگری گلبرگ ها را پر پر و خطاب به محبوبش نجوا می کند:

« دوستت دارم، اندکی، بسیار، با تمام وجود، عاشقانه، دیوانه وار، نه اصلاً دوستت ندارم. »

به گمانم در چرخه پر پر کردن گلبرگ ها واژه «دوستت دارم» سهم آخرین گلبرگ است.

عاشقانه ای به سبک عشاق فرانسوی!

  • روشا مجد

در خواست من و پاسخ خدا

سه شنبه, ۲۳ شهریور ۱۳۹۵، ۰۱:۱۴ ب.ظ
در خواست من:
پس از نماز، قرآن را روی قلبم گذاشتم و از اعماق وجود از خداوند خواستم به من بگوید که هوایمان را دارد... چشم هایم را بستم و صفحه ای از قرآن را گشودم...

پاسخ خداوند:

 صفحه اول سوره اسراء

به نام خداوند بخشنده مهربان

پاک و منزه است خدایی که در مبارک شبی بنده خود محمد را از مسجدالحرام به مسجد اقصایی که پیرامونش را مبارک و پر نعمت ساختیم سیر داد تا آیات و اسرار غیب خود را به او بنماییم که او به حقیقت شنوا و بیناست.(1) و به موسی کتاب را فرستادیم و آن را وسیله هدایت بنی اسرائیل قرار دادیم که غیر من هیچ کس را حافظ و کارساز فرا نگیرید.(2)

و اشک های بی تاب من!

^_^

  • روشا مجد

خاطره بازی

جمعه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۵، ۰۸:۲۳ ق.ظ

یک وقت هایی آدم دلش میخواهد بی خیال همه هنجارها و باید و نباید ها شود...

مثلاً روی نیمکت پارک پا روی پا بیندازی و بازی کودکان را به تماشا بنشینی ...

یا میزگرد پیرمردان بازنشته از کار را...

با کسی که کنارت نشسته از  کودکی بگویی...

از اینکه سرسره را بیشتر دوست داشته ای یا تاب سواری ؟...

و پس از اینکه با بغل دستی ات از خاطره بازی دوران کودکی فارغ شدی تازه متوجه شوی پوست تخمه های آفتابگردانت همه سنگفرش پارک را پوشانده...

بعد برای اینکه وجدان شهروندیت را ساکت کنی...

بگویی: بی خیال بابا بگذار یک بار هم ما هنجار شکنی کنیم...

هنجار شکنی!!!

آخر یک پوست تخمه ریختن روی سنگفرش پارک هنجار شکنی است که من وجدان بیچاره را عذاب می دهم؟؟؟

  • روشا مجد

در پس واژه ها هیچستان است.

پنجشنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۵، ۰۱:۰۶ ب.ظ

دل که تاریک شد ذهن میشود جولانگاه وهم و خیال. خیالاتی که سقوط تو را در ورطه های هولناک، حتمی میسازد؛ از منبع نور دور میشوی. گویی هیچگاه به آن نزدیک نبوده ای...قلب های مهربان و روشن پرواز میکنند به قله های کمال. مهربانی و صداقت رادر واژه ها نمیتوان ریخت. خوبی، مهربانی و یک رنگی را باید با همه وجود به دنیای اطرافت عرضه کنی.اعتماد به اوهام اعتماد به خناس است.

  • روشا مجد

گستاخی

دوشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۵، ۰۳:۱۱ ب.ظ

تاز گی ها یک درس بزرگ آموخته ام...

هیچ کس را بیش از آنچه هست و ارزش دارد پر و بال ندهم.توجه و محبت بیش از اندازه به کسی او را گستاخ می کند و روزی شأنت را به سخره میگرد.../:

  • روشا مجد

آدم های سنگی

دوشنبه, ۱ شهریور ۱۳۹۵، ۰۲:۴۸ ب.ظ
گاهی در زندگی شخصی و اجتماعی با آدم هایی در ارتباط هستیم که هیچگاه پاسخ خوبی ها و مهربانی هایمان را نمی دهند و چه بسا سهمگین ترین ضربه ها را  از این آدم ها دریافت می کنیم. من به این افراد عنوان آدم سنگی داده ام...اگر شما و آن آدم را در یک دیگ آب جوش بیندازند ؛ شما شفته می شوید ولی آن آدم با شما نمی پزد. اصطلاحاً دلش با شما یکی نمی شود...:)

و چقدر سخت است تحمل این موجودات!

  • روشا مجد