روشا مجد

روشا مجد
نویسندگان

گستاخی

دوشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۵، ۰۳:۱۱ ب.ظ

تاز گی ها یک درس بزرگ آموخته ام...

هیچ کس را بیش از آنچه هست و ارزش دارد پر و بال ندهم.توجه و محبت بیش از اندازه به کسی او را گستاخ می کند و روزی شأنت را به سخره میگرد.../:

  • روشا مجد

آدم های سنگی

دوشنبه, ۱ شهریور ۱۳۹۵، ۰۲:۴۸ ب.ظ
گاهی در زندگی شخصی و اجتماعی با آدم هایی در ارتباط هستیم که هیچگاه پاسخ خوبی ها و مهربانی هایمان را نمی دهند و چه بسا سهمگین ترین ضربه ها را  از این آدم ها دریافت می کنیم. من به این افراد عنوان آدم سنگی داده ام...اگر شما و آن آدم را در یک دیگ آب جوش بیندازند ؛ شما شفته می شوید ولی آن آدم با شما نمی پزد. اصطلاحاً دلش با شما یکی نمی شود...:)

و چقدر سخت است تحمل این موجودات!

  • روشا مجد

هیس!

سه شنبه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۵، ۰۴:۵۴ ب.ظ

گاهی وقت ها باید روزه سکوت گرفت

اگر همه عالم جمع شوند که تو را به حرف آورند

باز هم باید سکوت کرد

سکوت، سکوت،سکوت

فقط سکوت...

اگر وسوسه شدی سخنی را پاسخ گویی...

به خود نهیب بزنی...

هیسسسسسسسسسسسس!

ساکت !

تنها اینگونه است که آرام می گیری...

  • روشا مجد

واژه ها را نرقصان

دوشنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۵، ۰۳:۰۴ ب.ظ

آقا! حرف حرف حرف...

بس نیست؟؟؟

جناب! واژه ها را نرقصان...

آمار و ارقام موفقیت میدهی؟!...

این روزها قوه شنوایی این مردم تمایلی به شنیدن ندارد...یعنی؛ دیگر حماقت نمی کند...

ما همه کر هستیم...فقط می بینیم و لمس می کنیم...

حال، آنچه می بینیم  و لمس می کنیم چیزی نیست جز تورم، بیکاری جوانان تحصیلکرده، افسردگی و سرخوردگی امیدهای این سرزمین و صد البته جسارت و یاوه گویی های بیشتر دشمن نسبت به این آب و خاک...

من دیگر سوت و کف هورا برای هیچ سخنرانی نمی کشم...


شما چطور؟؟؟



  • روشا مجد

خبر خوش

شنبه, ۱۶ مرداد ۱۳۹۵، ۰۴:۱۶ ب.ظ

دلم تنگ است تنگ روزهایی که خبری خوش در راه بود. نمی دانم خاطرتان هست یا نه؟ چند سال پیش مد شده بود دست کم چندماهی یک مرتبه یک خبر خوش هسته ای و فناوری های جدید به مردم داده می شد. از یک ماه قبل تر در رسانه های جمعی به ویژه تلویزیون و رادیو مدام اعلام می شد:

« خبری خوش در راه است...»

تا اینکه روز موعود فرا می رسید و پرده از روی دستاوردهای جدید کشیده می شد...

و چشم ها همه بابا غوری...:)

همه دنیا متحیر از پیشرفت های رعدآسای ایرانیان می شدند...

خبرهای ایران می شد کانون توجه رسانه های خارجی در سراسر دنیا...

غرور و وجد در این سرزمین بیداد می کرد...

دشمن حلقه تحریم را تنگ تر می کرد...

ما هم نامردی نمی کردیم یک دستاورد بومی را چون تیری به قلبشان نشانه می گرفتیم...

اما حالا...:(

دانشمندان خارق العاده هسته ای این سرزمین خانه نشین شده اند...

پایگاه های غرور و افتخار این آب و خاک  متروک مانده اند...

به سال های خیلی دورتر که برگردیم عده ای به پیشرفت این سرزمین خیانت کردند اما بعد از آنها کسانی آمدند که دشمن را به سخره گرفتند و همه مهر و موم ها را شکستند...و ایران شد جزء ده قدرت برتر هسته ای...

دعا می کنم این دوره خیانتکاران به ارزش ها و آرمان هایمان قدرت و کرسی حکومت را در دست نگیرند...

آمین...

  • روشا مجد

دوست دارم آدم هایی را که...

شنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۵، ۰۲:۵۵ ب.ظ

آدم های ساده و بی غل و غش را دوست دارم؛ آدم هایی که اهل تشریفات خاصی نیستند. آدم هایی که منیت ندارند. آدم هایی که وقتی با آنها گپ می زنم همه حس های خوب دنیا را به من منتقل می کنند. آدم هایی که مرا به خاطر آنچه که هستم پذیرفته اند. آدم هایی که خود واقعی مرا دوست دارند.

آدم هایی که داشته های من خوشحالشان می کند و نداشته هایم غمگینشان...آدم هایی که تنهایی مرا با خلوص نیت پر می کنند و منت نمی گذارند. آدم هایی که به داشته های من در لوح ازلی حسادت نمی کنند. آدم هایی که ناخوشی های من آنها را شاد نمی کند...آدم هایی که زخم زبان نمی زنند. آدم هایی که فخر نمی فروشند. آدم هایی که با معرفتند. آدم هایی که شعور بالایی دارند. آدم هایی که یک رنگند...آدم هایی که بی جهت قضاوت نمی کنند.من این آدم ها را دوست دارم.بسیار زیاد...

  • روشا مجد

دست هایی که فریاد می زنند.

سه شنبه, ۱۱ خرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۳۳ ق.ظ

هرگاه در کوچه خیابان های شهر  از کنار تصاویری اینگونه عبور می کنم، آن روز دیگر روزخوبی برایم نیست. دست های نیاز حالم را دگرگون می کنند.هر بار به خود نهیب می زنم به تو چه؟ زندگیت را بکن. ذهنم می شود بازپرس جرائم، همه چیز و همه کس را مورد سوءظن قرار می دهد. مگر نه این است که همه ما از یک جنسیم. چرا یکی گوشه خیابان دست هایش فریاد می زند و چشمانش التماس می کند؟! اما دیگری از همین جنس...ذهنم خسته می شو.د پاسخی نمی یابم. افکارم را پس می زنم . صدایی می گوید: سخت نگیر، این نیزبگذرد...می گذرد؟؟؟!!!

  • روشا مجد