روشا مجد

شیطان و دوشیزه پریم

پنجشنبه, ۲۷ آبان ۱۳۹۵، ۰۹:۰۱ ق.ظ

این کتاب یکی از بهترین کتاب هایی است که این اواخر مطالعه نموده ام. پرداختن به یک واقعیت کلیشه ای(کشمکش انسان با شیطان و هرآنچه نوع انسان را از خوبی ها و منبع نور دور می کند) توسط نویسنده، نه تنها از جذابیت این روایت نمی کاهد بلکه نویسنده با قلم منحصر به فردش بسیار ماهرانه خواننده را ناگزیر به مطالعه همه صفحات کتاب می نماید.


جملاتی از این کتاب را بسیار دوست داشتم ؛ جملاتی چون:


« درست آنگاه که هیچ انتظارش را نداریم، زندگی پیش روی ما مبارزه ای می نهد تا شهامت و اراده مان را برای دگرگونی بیازماید. »


« مرگ اجتناب ناپذیر است. و باید یاد بگیریم که موقر، خردمند و تسلیم، با آن روبرو شویم ؛ مرگ اغلب، ما را از رنج های بی حاصل زیادی آزاد می کند.»

  • روشا مجد

عاشقانه ای به سبک عشاق فرانسه

چهارشنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۵، ۰۵:۰۰ ب.ظ

عشق این مقوله ازلی - ابدی پرتو افکنی اش در دل عشاق معجزه ای بیش نیست. نجوایی است اشارت گونه که تارهای جان را استادانه می نوازد. کلاف پیچیده ای است که عشاق را بی قرار و ناآرام وصل به سر میدواند. دلباخته عشق در طریق عشق ورزی دیوانه وار در پی سر کلاف است.

زهره را نماد عشق می یابد. اسطوره ها و الهه های عشق را زبان به تحسین می گشاید.

از فرط علاقه زمزمه می کند و گلبرگ های بابونه و نسترن را به شیوه عشاق فرانسوی به بازی می گیرد؛ یکی پس از دیگری گلبرگ ها را پر پر و خطاب به محبوبش نجوا می کند:

« دوستت دارم، اندکی، بسیار، با تمام وجود، عاشقانه، دیوانه وار، نه اصلاً دوستت ندارم. »

به گمانم در چرخه پر پر کردن گلبرگ ها واژه «دوستت دارم» سهم آخرین گلبرگ است.

عاشقانه ای به سبک عشاق فرانسوی!

# روشا مجد

  • روشا مجد

در خواست من و پاسخ خدا

سه شنبه, ۲۳ شهریور ۱۳۹۵، ۰۱:۱۴ ب.ظ
در خواست من:
پس از نماز، قرآن را روی قلبم گذاشتم و از اعماق وجود از خداوند خواستم به من بگوید که هوایمان را دارد... چشم هایم را بستم و صفحه ای از قرآن را گشودم...

پاسخ خداوند:

 صفحه اول سوره اسراء

به نام خداوند بخشنده مهربان

پاک و منزه است خدایی که در مبارک شبی بنده خود محمد را از مسجدالحرام به مسجد اقصایی که پیرامونش را مبارک و پر نعمت ساختیم سیر داد تا آیات و اسرار غیب خود را به او بنماییم که او به حقیقت شنوا و بیناست.(1) و به موسی کتاب را فرستادیم و آن را وسیله هدایت بنی اسرائیل قرار دادیم که غیر من هیچ کس را حافظ و کارساز فرا نگیرید.(2)

و اشک های بی تاب من!

^_^

  • روشا مجد

خاطره بازی

جمعه, ۱۲ شهریور ۱۳۹۵، ۰۸:۲۳ ق.ظ

یک وقت هایی آدم دلش میخواهد بی خیال همه هنجارها و باید و نباید ها شود...

مثلاً روی نیمکت پارک پا روی پا بیندازی و بازی کودکان را به تماشا بنشینی ...

یا میزگرد پیرمردان بازنشته از کار را...

با کسی که کنارت نشسته از  کودکی بگویی...

از اینکه سرسره را بیشتر دوست داشته ای یا تاب سواری ؟...

و پس از اینکه با بغل دستی ات از خاطره بازی دوران کودکی فارغ شدی تازه متوجه شوی پوست تخمه های آفتابگردانت همه سنگفرش پارک را پوشانده...

بعد برای اینکه وجدان شهروندیت را ساکت کنی...

بگویی: بی خیال بابا بگذار یک بار هم ما هنجار شکنی کنیم...

هنجار شکنی!!!

آخر یک پوست تخمه ریختن روی سنگفرش پارک هنجار شکنی است که من وجدان بیچاره را عذاب می دهم؟؟؟

  • روشا مجد

در پس واژه ها هیچستان است.

پنجشنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۵، ۰۱:۰۶ ب.ظ

دل که تاریک شد ذهن میشود جولانگاه وهم و خیال. خیالاتی که سقوط تو را در ورطه های هولناک، حتمی میسازد؛ از منبع نور دور میشوی. گویی هیچگاه به آن نزدیک نبوده ای...قلب های مهربان و روشن پرواز میکنند به قله های کمال. مهربانی و صداقت رادر واژه ها نمیتوان ریخت. خوبی، مهربانی و یک رنگی را باید با همه وجود به دنیای اطرافت عرضه کنی.اعتماد به اوهام اعتماد به خناس است.

# روشا مجد

  • روشا مجد

گستاخی

دوشنبه, ۸ شهریور ۱۳۹۵، ۰۳:۱۱ ب.ظ

تاز گی ها یک درس بزرگ آموخته ام...

هیچ کس را بیش از آنچه هست و ارزش دارد پر و بال ندهم.توجه و محبت بیش از اندازه به کسی او را گستاخ می کند و روزی شأنت را به سخره میگرد.../:

# روشا مجد

  • روشا مجد

آدم های سنگی

دوشنبه, ۱ شهریور ۱۳۹۵، ۰۲:۴۸ ب.ظ
گاهی در زندگی شخصی و اجتماعی با آدم هایی در ارتباط هستیم که هیچگاه پاسخ خوبی ها و مهربانی هایمان را نمی دهند و چه بسا سهمگین ترین ضربه ها را  از این آدم ها دریافت می کنیم! من به این افراد عنوان آدم سنگی داده ام.اگر شما و آن آدم را در یک دیگ آب جوش بیندازند شما شفته می شوید ولی آن آدم با شما نمی پزد. اصطلاحاً دلش با شما یکی نمی شود.

 چقدر سخت است تحمل این موجودات!

# روشا مجد

  • روشا مجد

هیس!

سه شنبه, ۲۶ مرداد ۱۳۹۵، ۰۴:۵۴ ب.ظ

گاهی وقت ها باید روزه سکوت گرفت. اگر همه عالم جمع شوند که تو را به حرف آورند باز هم باید سکوت کرد. سکوت، سکوت،سکوت. فقط سکوت! اگر وسوسه شدی سخنی را پاسخ گویی به خود نهیب بزنی، هیسسسسسسسسسسسس! ساکت! تنها اینگونه است که آرام می گیری...

# روشا مجد

  • روشا مجد

واژه ها را نرقصان

دوشنبه, ۲۵ مرداد ۱۳۹۵، ۰۳:۰۴ ب.ظ

آقا! حرف حرف حرف...

بس نیست؟؟؟

جناب! واژه ها را نرقصان...

آمار و ارقام موفقیت میدهی؟!...

این روزها قوه شنوایی این مردم تمایلی به شنیدن ندارد...یعنی؛ دیگر حماقت نمی کند...

ما همه کر هستیم...فقط می بینیم و لمس می کنیم...

حال، آنچه می بینیم  و لمس می کنیم چیزی نیست جز تورم، بیکاری جوانان تحصیلکرده، افسردگی و سرخوردگی امیدهای این سرزمین و صد البته جسارت و یاوه گویی های بیشتر دشمن نسبت به این آب و خاک...

من دیگر سوت و کف هورا برای هیچ سخنرانی نمی کشم...


شما چطور؟؟؟



  • روشا مجد

خبر خوش

شنبه, ۱۶ مرداد ۱۳۹۵، ۰۴:۱۶ ب.ظ

دلم تنگ است تنگ روزهایی که خبری خوش در راه بود. نمی دانم خاطرتان هست یا نه؟ چند سال پیش مد شده بود دست کم چندماهی یک مرتبه یک خبر خوش هسته ای و فناوری های جدید به مردم داده می شد. از یک ماه قبل تر در رسانه های جمعی به ویژه تلویزیون و رادیو مدام اعلام می شد:

« خبری خوش در راه است...»

تا اینکه روز موعود فرا می رسید و پرده از روی دستاوردهای جدید کشیده می شد...

و چشم ها همه بابا غوری...:)

همه دنیا متحیر از پیشرفت های رعدآسای ایرانیان می شدند...

خبرهای ایران می شد کانون توجه رسانه های خارجی در سراسر دنیا...

غرور و وجد در این سرزمین بیداد می کرد...

دشمن حلقه تحریم را تنگ تر می کرد...

ما هم نامردی نمی کردیم یک دستاورد بومی را چون تیری به قلبشان نشانه می گرفتیم...

اما حالا...:(

دانشمندان خارق العاده هسته ای این سرزمین خانه نشین شده اند...

پایگاه های غرور و افتخار این آب و خاک  متروک مانده اند...

به سال های خیلی دورتر که برگردیم عده ای به پیشرفت این سرزمین خیانت کردند اما بعد از آنها کسانی آمدند که دشمن را به سخره گرفتند و همه مهر و موم ها را شکستند...و ایران شد جزء ده قدرت برتر هسته ای...

دعا می کنم این دوره خیانتکاران به ارزش ها و آرمان هایمان قدرت و کرسی حکومت را در دست نگیرند...

آمین...

# روشا مجد

  • روشا مجد