روشا مجد

روشا مجد
نویسندگان

آی شهیدان معدنچی زنده بمانید!!!

پنجشنبه, ۱۴ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۱:۳۴ ق.ظ

آی شهیدان معدنچی
زنده بمانید!!!

صبور باشید!

اکسیژنی که نیست را نفس بکشید!

قسم به جان کودکانتان زنده بمانید!

تا چند دقیقه ی دیگر گفتگوی ویژه ی خبری تمام میشود!

تا چند روز دیگر مناظرات تمام میشود!

تا دو هفته ی دیگر
تا پایان انتخابات زنده بمانید!

فعلا کلیدها در قفل انتخاباتند!

بعد از انتخابات آن مرد، با کلیدش درهای قفل شده ی زمین را باز میکند!

آی شهیدان معدنچی
زنده بمانید!

صبور باشید!

اکسیژنی که نیست را نفس بکشید!

                                                (محمد توکلی)


  • روشا مجد

مملکت گل و بلبل

جمعه, ۸ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۰:۴۲ ب.ظ
تا نشاط هست!
تا امید هست!
زندگی باید کرد...
خوب، نشاط هست! امید به زندگی هست! شکر خدا کسب و کار هم که خوب است. پس چه مرگتان است؟! زندگیتان را بکنید. هی پیراهن میدرید که بیکاریم، افسرده ایم، نه شغلی، نه ازدواجی، نه آینده ای...
پس این وام های ده میلیونی برای عمه بنده است؟! دو تا وام ده میلیونی بدون هفت خان بگیرید؛ اسباب و اثاثیه زندگی تهیه کنید و بروید سر خانه زندگیتان دیگر!
مسکن مهر هم که فت و فراوان ریخته آنجا. کسی نمی خواهد.
حالا ازدواج هم نکردید فضای مجازی هست. از قضا، همدم خوبی است برای اینکه صبح را به شب و شب را به صبح برسانید.
مملکت گل و بلبل است حالش را ببرید.


  • روشا مجد

دستاوردهای دولت آقای روحانی در چهار سالی که گذشت...

سه شنبه, ۵ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۲:۱۰ ب.ظ

دوستان عزیز! لطفا نظرتان را درباره عملکرد دولت، در چهار سال اخیر بیان کنید. 

  • روشا مجد

پیکره مهربانی

جمعه, ۱ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۱:۲۶ ق.ظ

در کشتزار محبت آرام قدم بزن. مهربانی را نفس بکش. خوشه های محبت را نوازش کن و در فصل درو دسته های درو شده مهر را در آغوش بگیر؛ تا تنت بوی محبت و مهر بگیرد. مهر را باید باور کرد. مهر پیکره تراشی است که پیکره دلت را می تراشد و صیقل می دهد. بگذار پیکره تراش محبت طرحی نو از جنس مهربانی، بر پیکره دلت بیندازد. کودک مهر را ببوس و بر شانه هایت سوار کن. کشتزار محبت را قدم بزن و هم نوا شو با خنده های کودکانه مهر.

" مهر را باید باور کرد. "

" مهر را باید دنبال کرد. "

" مهر را باید در آغوش گرفت."

  • روشا مجد

آب می نوازد

پنجشنبه, ۲۴ فروردين ۱۳۹۶، ۰۵:۲۳ ب.ظ

کنار برکه ای زیبا رقص قوهای سپید را به تماشا نشسته ام. نیلوفر سیال در آب مرا به وجد آورده است. سنجاقک های رنگی بر شانه ام بوسه می زنند و من دلواپسی هایم را به آرامش و سکوت آب سپرده ام. گوش کن! آب، ملودی آرامش وسکوت را  چه زیبا بر تارهای برکه می نوازد. گوش جان را باید سپرد به جادوی سرانگشتان آب، جادویی که پلک هایم را به هم آغوشی یکدیگر می برد و این زمزمه را بر لب هایم جاری می سازد:

" بنواز و برهان مرا از هیا هوی دور از این برکه "

" بنواز و برهان مرا از هیاهوی دور از این برکه "

  • روشا مجد

دریای دلت را دریاب...

سه شنبه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۶، ۱۱:۵۰ ب.ظ

مرداب دلت را دریایی کن تا عظمتش تو را به اوج ببرد. دل دریایی افقی دارد که نقطه وصل تو به آسمان آبی است. دریای دلت را دریاب! تو را چه به مرداب دل دیگران؟!

  • روشا مجد

پست هام در جنگل سفید

چهارشنبه, ۱۶ فروردين ۱۳۹۶، ۰۶:۳۸ ب.ظ
  • روشا مجد

یه سوال یه جواب

جمعه, ۱۱ فروردين ۱۳۹۶، ۱۱:۳۴ ق.ظ

چرا فکر می کنیم اگر کسی افکار و احساس پاکی دارد لزوماً باید یک خانم محجبه یا یک آقای با ظاهر مذهبی باشد؟!

از نظر بنده این نوع تفکر اشتباست. ظاهر آدم ها وزنه مناسبی برای محک اعمال آن ها نیست؛ اما خوب، یقیناً اگر عملکرد عالی در ظاهر عالی متجلی شود کمال مطلوب است. یعنی همان چیزی که دین از ما خواسته. و اینکه فطرت همه آدم ها پاک است. منتها دست تقدیر پیش روی هر کدام از ما ظرفی قرار می دهد که بسیار تعیین کننده است...

این مطلب در پاسخ به دوست محترمی است که در آخرین مطلب من این کامنت را گذاشته اند:

سلام خسته نباشید


پست خیلی خوبی بود

اما برام سواله شما که همچین فطرت پاکی دارید چرا تصویر خودتان که فقط محارمتان اجازه دارن شما را در این کیفیت ببینند به صورت عمومی گذاشته اید؟

خواستار جواب منطقی و شرعی از حضرتعالی هستم.

نمیدانم چگونه به این نتیجه رسیدید که آواتار وبم تصویر خود من است؟!
پاسخ شما را اینجا می دهم که دوستان دیگر هم به اشتباه برداشت اینچنین نداشته باشند.
آواتار، تصویر من نیست. فقط به این دلیل که تصویر حس خوبی به من داده آن را انتخاب کرده ام. هرچند ظاهر من هم به این تصویر نزدیک است البته با فاکتور از مو های این دختر خانم که بسیار رهاست. همیشه سعی کرده ام ظاهری شیک، امروزی و صدالبته موجه و متناسب با باورهایم داشته باشم.
جواب شرعی؟! :)
باور کنید من آخوند و شیخ نیستم :)
ولی امیدوارم پاسخ مناسبی باشد.
  • روشا مجد

شرم و حیا یعنی بار عام ندادن

شنبه, ۲۸ اسفند ۱۳۹۵، ۰۱:۳۰ ب.ظ

دوست قلم به دستی نظر شخصی اش را درباره باید و نبایدهای  برخی مسائل، پیرامون زنانگی زنان مطرح کرده است و شرم زنانه در اینگونه مسائل را نوعی اجحاف از سوی جامعه در حق زن می داند. معتقد است این نوع شرم ناشی از تفکر تزریقی جامعه به ذهن زنان ماست.

به گمانم برخی از ما تحت تأثیر جریان به اصطلاح روشنفکری عصر حاضر، بی مهابا و بدون پشتوانه  عقلانی وارد حریم هایی می شویم که باید حریم بماند. حدود و ثغورش را دستخوش عادت نکنیم  چرا که عادت، قبح هر قبیحی را برمی دارد. اینکه عادت کنیم از حریم ها با واژه های اصلی سخن بگوییم نه واژه های استعاری و کنایی؛ یعنی به مرور زمان قبحی که به آن اعتقاد داشته ایم از میان می رود و حریم های شخصی دیگر شخصی نیست. درواقع بار عام دادن به همه چیز و همه کس است. پشت بندش هم حرکت جامعه به سوی نا کجا آباد .

بنده معتقدم شرم و حیا برای زنان گوهری وجودی است. گوهری اصل، از جنس فطرت آدمی؛ که تحت تأثیر دگرگونی ها و حرکت رو به جلوی قافله انسانی نباید ماهیت خود را از دست دهد.

مسأله لزوماً تفکر ما به عنوان یک فرد نیست. گزینه های زیادی سبب ساز این شرم و حیاست که بسیار تعیین کننده است.

گویا فراموش کرده ایم که خلقت زن متفاوت از مردهاست. دو جنس کاملاً مخالف. بله. با این مسأله موافقم که برخی از زنان در جامعه امروز کم از یک مرد نیستند.اما نمی توان این مورد را به همه زنان و همه مسائل پیرامونشان تعمیم داد.

زن با شرم و حیایش زن است. زن با سرخ و سفید شدن گونه هایش زن است. زن با شرم از بیان صریح واژه های اصل، پیرامون زنانگی اش زن است. ساختار وجودی زن مشابه گلبرگ های لطیف گل سرخی است که تیغه ها و خارهای محافظ دارد. این تیغه ها همان شرم و حیاست. شرم از به کار بردن واژه هایی چون...

  • روشا مجد

سور یا سوز؟!

سه شنبه, ۲۴ اسفند ۱۳۹۵، ۱۰:۴۲ ق.ظ

صدای انفجار و ترقه سکوت و آرامش شب را از میان برده است. اگر کسی که ملیت ایرانی ندارد شب چهارشنبه سوری میهمان ایرانیان باشد یقیناً گمان می کند به یک سرزمین در حال جنگ آمده است.

بسیار متأسفم. متأسفم از اینکه رسمی دیرینه و زیبا را اینگونه تحریف کرده ایم.

وای خدا قلبم!!! در همین لحظه که این پست را می نویسم بمب وحشتناکی منفجر شد. وای! بازهم. قلبم تند تند می زند. کنار پنجره نشسته ام :) بعید نیست من و سیستمم را با هم بفرستند هوا... :)

وای! باز هم. خدا به خیر کند. قلبم دارد از جا کنده می شود. البته من کمی ترسو هم تشریف دارم...:)

ای نا اهلان! شما را به خدا بگذارید پستم را بنویسم. تمنا می کنم...:)

داشتم عرض می کردم متأسفم که نارنجک، بمب، ترقه، فشفشه و دهها مواد انفجاری دیگر جایگزین آتش افروختن ایرانیان باستان شده  است. آتشی که محفلی شبانه و دور همی خاطره انگیزی را رقم می زد. سوری که نشان تمدن و روح شاد و خلاق ایرانیان بود؛ اکنون تبدیل شده است به میدان جنگ.

دیگر سور نیست سوز است. سوختن و ازبین رفتن فرهنگ و تمدن، فهم و شعور مردم این سرزمین.

به عقیده بنده با شرائط فعلی باید این شب و رسم غلطش را از خاطره ها محو کنیم . به هر شکل ممکن مانع این دیوانگی محض جمعی شویم.

سرسام گرفتم از صدای انفجار...:(

در شگفتم! چه بر سر منطق و قوه تعقل این مردم آمده؟!

چه کسی گفته است بمب و نارنجک منفجر کردن  شادی بخش و روح افزاست؟!

من و خانواده ام این شب را تحریم کرده ایم. چهارشنبه سوری با شیوه موجود هیچ جایگاهی در میان اعضای خانواده من ندارد.

خدا همه دیوانگان را شفای عاجل عنایت فرماید...آمین!...:)

 بگذریم...

یک هفته تا نوروز مانده است. سبزه زیبایی کاشته ام. گمان می کنم  تا روز  عید آماده شود... شاید تصویرش را در وبم قرار دادم... اگر عمری باقی بود...:)

  • روشا مجد