روشا مجد

روشا مجد
نویسندگان

پروانه شو

سه شنبه, ۱۶ خرداد ۱۳۹۶، ۰۳:۲۸ ب.ظ

بعضی از آدم ها انتخاب شده اند برای جابجایی کوه ها، برای تاب آوردن تندبادها، برای دست و پنجه نرم کردن با دشوارترین آزمون ها. فقط ، بعضی از آدم ها انتخاب شده اند! آدم های معمولی زندگی معمولی دارند. ریتم زندگیشان آرام و یکنواخت است. همه چیز به وقتش همانگونه است که انتظار دارند. زندگیشان یک دومینو منظم است اما آدم های خاص و انتخاب شده، هفت خان رستم و اسفندیار در برابر هفت خان زندگیشان لنگ می اندازد. تندبادها همه زیر و بمشان را دگرگون می کند. آنقدر زیاد که اگر کرم درون پیله اند، تبدیل به پروانه می شوند. پروانه ای آزاد و رها از وابستگی و تعلق. پس پروانه شو. بگذار تندباد زندگی تازیانه حرصش را بر همه وجودت فرود آورد تنها اینگونه یک مبارز کارآزموده خواهی شد.

  • روشا مجد

سند 2030

سه شنبه, ۹ خرداد ۱۳۹۶، ۰۵:۲۵ ب.ظ
قبل از بیان دیدگاهتان فیلم های زیر را ببینید...

دیدگاه رهبر در مورد سند 2030


توضیحات مکارم شیرازی در مورد سند 2030

از مادام 2030 تا کارگر جنسی


تذکر: برای بارگذاری صفحه دانلود چند ثانیه صبر کنید.
  • روشا مجد

لب های خشکیده

دوشنبه, ۸ خرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۴۵ ب.ظ

این روزها ، دست و دلم پی آرایش، علی الخصوص رژ کالباسی مورد علاقه ام نمی رود. فقط  سورمه می کشم.

نمیدانم! شاید میخواهم با لبهای خشکیده کمی دلبری کنم برای میزبان! میزبان این میهمانی عاشق سادگی است. هرچه ساده تر، زیباتر و خاص تر.

  • روشا مجد

ختم دسته جمعی قرآن ( یک نذر )

يكشنبه, ۷ خرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۳۵ ق.ظ

دوستان لطفاً در صورت تمایل یک جزء کامل انتخاب کنید. نظرات این پست را آزاد میگذارم که از انتخاب دوستان دیگر مطلع شوید و جزء تکراری انتخاب نکنید.
دوستان! اگر جزئی را انتخاب کردید و به نام شما ثبت شد، این دین به گردن شماست که حتما تلاوت شود در غیر اینصورت مدیون هستید.



شرکت کنندگان در ختم دسته جمعی قرآن

جزء     1 :     روشا

جزء     2 :     شادکه

جزء     3 :     مجتبی مطوری

جزء     4 :     مجتبی مطوری

جزء     5­ :     مدوس م

جزء     6 :     مامان خانوم ربات

جزء     7 :     مامان خانوم ربات

جزء     8 :     مامان خانوم ربات

جزء     9 :     غزاله زند

جزء   10 :      گیره

جزء   11 :     مداد رنگی

جزء   12 :     رئوف

جزء   13 :     حصار آسمان

جزء   14 :     حصار آسمان

جزء   15 :     حصار آسمان

جزء   16 :     منِ مُبهم

جزء   17 :     سمانه میم

جزء   18 :     روشا

جزء   19 :     سجاد مقید

جزء   20 :     mahoor zareei

جزء   21 :     ABOLFAZL

جزء   22 :sahand mohammadzad

جزء   23 :     elahe sodagar

جزء   24 :     خانومِ حدیث

جزء   25 :     روشا

جزء   26 :     روشا

جزء   27 :      • Ali •

جزء   28 :     استاد بزرگ

جزء   29 :     رویا رویایی

جزء   30 :     لیمو


  • روشا مجد

خالی از غوغای زندگی

چهارشنبه, ۳ خرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۲۲ ب.ظ

در آغوش دریایی از شن در صحرایی وسیع ایستاده است. تا چشم کار می کند، تا دور دست ها شن است و صحرای خالی؛ خالی از غوغای زندگی. تصویر گاه و بیگاه پیش روی چشمانش سرابی بیش نیست. صحرا آغوشش را تنگ تر می کند  گویی که میخواهد او را در خود حل کند.

  • روشا مجد

شیطنت من و سوژه کردن ملت

دوشنبه, ۱ خرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۲۰ ق.ظ

 دلم میخواهد این مطلب آخر انتخاباتی روح شاد کن باشد ...


قبل از اینکه به شعبه بروم دفترچه یادداشت کوچکی همراه خود برداشتم زیرا حدس میزدم با سوژه های جالبی مواجه خواهم شد: 


سوژه اول: در قسمت چک کردن تصویر شناسنامه با تصویر فرد رأی دهنده ، آقای مسنی با بذله گویی می گوید عینکم را بردارم، بهتر ببینید؟ :)            


سوژه دوم: آقای بداخلاق پر اخمی به منشیان شعبه می گوید: شناسنامه من رو زیاد باز نکنید خراب میشه (شناسنامشون از این جدیدا بود)  


من توی دلم: بداخلاق! :)    


سوژه سوم: جوانی به منشی می گوید: آقا! مهر رو صاف و تمیز بزن توی شناسنامم. از کادر خارج نشه.      


من: به گمانم وسواس دارند :)        


سوژه چهارم: سرباز جلوی در مدام تفنگش را در می آورد و دست به دست میکرد. سر تفنگش دقیقا ما را هدف گرفته بود. به ایشان گفتم: جان تو سر تفنگت رو بگیر اونور تا جوون مرگمون نکردی. با لبخند گفت: نترسید دو تیر اول مشقیه. بقیش جنگیه :)      


من: عجب!          


سوژه پنجم: یک دختر کوچولوی ناز کنارم ایستاده و خودش را با عکس یکی از کاندیدا باد میزند. با تبسم و آرام میگویم: گرمته؟ :)    


سرش را با لبخند بالا پایین میکند یعنی: اوهوم:)      


ای جانم. من عاشق بچه ها هستم. هروقت بچه ای میبینم میشوم یکی عین خودشان. بچه و شیطون :)      


سوژه ششم: گویا سرباز جلوی در هم مثل من عاشق بچه هاست. خشاب تفنگش را دراورده و گلوله های داخلش را به پسربچه ای نشان میدهد باید بودید و میدیدید کودک با چه علاقه ای به آموزش سرباز دل داده بود. :)    


سوژه هفتم: شناسنامه ملت کیف دستیشان است هر چیزی که فکرش را بکنید در آن پیدا میشود. از عکس های قطعه ای گرفته تا آدرس، فیش، قبض خشکشویی و...    


سوژه هشتم: پیرمردی هنگام تحویل شناسنامه اش میگوید:  شناسنامه ام جای مهر ندارد. پر شده اما نیاز ما برطرف نشده. یک قدم برای بیچارگان و محرومان برنمیدارن. دلمون پر درده!  :(         


موارد بسیاری بود که در این پست نمیگنجد.          


و اما عباراتی که در تعرفه های باطل شده مشاهده کردیم:  یا مهدی، بنام عدالت، غیر از خدا هیچ کس، برنج کیسه ای ۵۳هزارتومان و ... :)

  • روشا مجد

پاهایم ذق ذق می کند ( انتخابات دیروز)

شنبه, ۳۰ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۹:۳۱ ق.ظ

دیروز بسیار خسته کننده بود. به عنوان هیأت ناظر شورای نگهبان در یکی از شعب اخذ رأی حاضر بودم. حضور مردم مثل همیشه خوب بود.  تا ساعت ۱۲  شب و حتی پس از آن  افراد پای صندوق ها حضور داشتند. در شعبه ای که ما حضور داشتیم آقای روحانی  ۲۰۰ رأی بیش از آقای رئیسی داشتند. رقابت این دو کاندید بسیار نزدیک است.  

خسته ام :)

گزارش مفصل دیروز را شاید در روز های آینده منتشر کردم.

  • روشا مجد

کناره گیری آقای قالیباف به نفع آقای رئیسی

دوشنبه, ۲۵ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۴:۵۳ ب.ظ

دوستان!نظرتون درباره کناره گیری آقای قالیباف را بیان کنید. خوشحالید؟ ناراحتید؟ تحلیلتان چیست؟

  • روشا مجد

آفتاب مهتاب

يكشنبه, ۲۴ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۲:۱۲ ق.ظ

آفتاب مهتاب شیوا ارسطویی، آخرین کتابیست که مطالعه کرده ام:)

این کتاب یک مجموعه داستان است که در سال 81 برنده دو جایزه ادبی شده. شامل ده داستان کوتاه با مضامین اجتماعی، سیاسی و تربیتی است. به شخصه نگاه متفاوت این کتاب را به برش هایی از زندگی و مسائل پیرامون آن می پسندم. مشخصه مهم این مجموعه داستان، شیوه روایت داستان هاست که اغلب، به صورت فلش بک به گذشته است(بیشتر دهه پنجاه وشصت). به نظرم همین ویژگی، به جذابیت داستان ها افزوده.

نویسنده در آفتاب و مهتاب، موضوعاتی مثل اعتیاد، خیانت، طلاق، حواشی سیاست، جنگ، مسائل شخصی نوجوانان و جوانان، تفکرات سیاسی و مبارزاتی آنان و... را دستمایه قلم خود قرار داده است. نگاه شخصیت های داستانی این مجموعه به زندگی بسیار متفاوت و خاص است بهتر است بگویم نگاهشان به زندگی زیباست.

من داستان شازده خانوم و یک شب قبل از انتخابات را بیشتر دوست داشتم:)


جملاتی از داستان شازده خانوم که در جلد پشت کتاب هم چاپ شده:

« حتی اگر سیندرلا باشی و با جادو جنبل از کلفتی ناماداری و خواهرخوانده های بی لیاقت خلاص بشی، لباس خانمانه و کفش های بلوری بپوشی باز هم باید این درد را بکشی. گیرم توی قصه ها نگویند.»

به نظرم تلفیق ژانرهای مختلف و روایت متفاوت کتاب، باعث جذابیت کتاب شده و مهمتر از همه تفکر نهفته در پشت سطور این کتاب است.


  • روشا مجد

چه غلطا!!!

دوشنبه, ۱۸ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۰:۵۲ ب.ظ

خاطرم هست سال قبل، پستی انتقادی درباره برجام گذاشته بودم. یکی از دوستان اشاره کرده بودند برجام، سایه جنگ را از کشورمان برداشته است. بگذریم از اینکه در این مدت، تهدید به جنگ، نه تنها از جانب قدرت ها کم نشد بلکه از سوی دولت ها و سرزمین هایی تهدید شدیم که در حد و اندازه تهدید ایران نبودند! و اما در حال حاضر، عربستان سعودی به صراحت ایران را تهدید به حمله نظامی کرده است! آقایانی که در تریبون مناظرات از برجام دفاع می کنند باز هم حرفی برای گفتن دارند؟!  آیا عربستان سعودی بدون حمایت  امریکا جرأت و شهامت چنین گستاخی را دارد؟! همین عربستان نبود که با یک اشاره رهبرمان، از ترس، پیکر حجاج ایرانی را  عودت داد؟! که اگر تهدید رهبری نبود پیکر هم وطنانمان همچون حاجیان کشورهای دیگر در گورهای دسته جمعی دفن میشد. ببینید به کجا رسیده ایم که عربستان ما را تهدید به حمله نظامی می کند! چند وقت پیش درباره آل سعود با دوستی تبادل نظر داشتم. من به طنز آل سعود را به سخره گرفتم. ایشان ژست صلح طلبانه ای گرفتند و ندای برابری انسان ها  را سر دادند. شگفت زده شدم!...بگذریم... این خاندان به خون ایرانیان تشنه است. البته غلط اضافی کرده اند و این غلط یکی از تحفه های برجام است!

  • روشا مجد