روشا مجد

دنبال کنندگان ‎+۲۰۰ نفر این وبلاگ را دنبال می کنم

لالا لالا خدا روی همین اشکاست!

شنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۷، ۰۹:۲۹ ق.ظ

یک چیزی مثل بختک افتاده بود به جانش. سینه اش تنگ شده بود. چشمانش می سوخت. فریادش خفه بود. برایش لالایی خواندم. قربان صدقه اش رفتم. هرچه توانستم در واژه ها مهربانی ریختم و به خوردش دادم. کمی آرام گرفت. فقط کمی! بار دیگر بی تابی کرد. اشک ریخت. با لالایی نوازشش کردم:

لالا لالا بخواب عزیزم

لالا لالا بخواب روحم

لالا لالا خدا بزرگه!

لالا لالا خدا مهربونه!

لالا لالا خدا همینجاست!

لالا لالا ببین دستاش

لالا لالا بگیر دستاش

لالا لالا دیگه بگیر آروم.

لالا لالا خدا همینجاست!

لالا لالا روی همین اشکاست!

# روشا مجد

نظرات (۸)

قشنگ بود. 
پاسخ:
مرسی
خیییلی قشنگ بود ....

دوست داشتم طولانی تر باشه ....
پاسخ:
قشنگ خوندید...
آه...
بسیار عالی
قلمتون مانا
پاسخ:
سلام
^_^
مرسی جناب میم ی
  • استاد بزرگ
  • بسیار زیبا بود
    :)
    پاسخ:
    سپاسگزارم. زیبا خوندید...
    ^_^
  • محسن رحمانی
  • خیلی قشنگ بود .
    پاسخ:
    خیلی لطف دارید شما...
  • محمود بنائی
  • حال نا معلوم این روزها، مثل نوسانات برق میمونه که یکدفعه بیخبر قطع میشه و... 
    پاسخ:
    مرسی... مهندس در حد و اندازه سواد ما کامنت بگذارید.... جملتون خیلی سنگیه. ترجمه کنید لطفا...
    ^_^
  • محمود بنائی
  • :) سنگین؟ دیدین گاهی وقتها لامپ ها کم نور و پرنور میشن و یکدفعه خاموش میشن؟ ما هم اتفاقات مختلف حالمون را خوب و بد میکنه! 
    پاسخ:
    الان خوب شد. ^_^
    خوب قبلش نفهمیدم ... :(
    باهاتون موافقم...
    مرسی از دقت نظرتون.
  • عینکی عینکی
  • 🙂🙂🙂🙂🙂
    Salam
    پاسخ:
    ^_^
    سلام
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">