روشا مجد

رنگ چشم هات

پنجشنبه, ۱۹ مرداد ۱۳۹۶، ۰۸:۰۰ ب.ظ

 ترم اول دوره کارشناسی بود. استاد هنوز نیامده بود سر کلاس. حوصله ام حسابی سر رفته بود. اول ترم بود و قائدتاً بچه ها هنوز با هم مچ نشده بودند  هرکسی به نحوی مشغول بود، یکی پشه می پراند، آن یکی خمیازه می کشید، یکی هم رفته بود پشت میز استاد، ژست گرفته بود. پسرها دخترها را دید می زدند و دخترها... نه! دخترها اهل دید زدن نیستند!

خلاصه، حوصله ام داشت سر ریز می کرد. بلند شدم و رفتم جلوی پنجره کلاس که چشم اندازش حیاط دانشگاه بود. یکی ار دخترها پشت به پنجره، دقیقاً روبروی من ایستاده بود. آفتاب، مستقیم درچشمانم بود. زیر چشمی دختر را از نظر گذراندم دنبال بهانه ای بودم تا سر صحبت را با او باز کنم. دختر هم خیره شده بود به من. قیافه مغروری داشت و زیبا بود اما به نظر می رسید درون گراست و نمی شود به راحتی به او نزدیک شد. برخلاف انتظارم گفت: مردمک چشمهات یه قرمزه خاصه، اولین باره همچین رنگی میبنم. قشنگه!

گویا او هم به دنبال بهانه بود. رنگ چشم! چرا به فکر خودم نرسید؟! رنگ چشم او هم مشکی بود مثل قیر شب!

با لبخند ملایمی گفتم: اوهوم، توی نور مستقیم آفتاب قرمز میشه. اصلش قهوه ایه...

این دیالوگ، آغاز یک دوستی صمیمانه شد. اولین دوست دوران دانشگاه.

# روشا مجد


نظرات (۷)

  • خان بلاگستان
  • :)
    پاسخ:
    :)
  • ♕αяαмεsн♕ ...
  • جالبه .........باید فکر کنم ببینم اولین دیدارم با فاطمه چه جور بوده
    پاسخ:
    :)
    خوب همه دوستی ها از یه جایی شروع شده.حقیقتاً ماجرای آغاز بعضی از دوستی ها  جذابه ولی خیلی کم بهش دقت می کنیم.
    منم دقیقا رنگ چشمم تو نور قرمزه انگار... :) 
    دوستیتون پایداار 
    پاسخ:
    پس قهوه ای چشماتون قشنگه :)
    مرسی عزیزم
    من همیشه با لباس شروع می‌کنم، چه لباس قشنگی، از کجا گرفتیش؟ چه بهت میاد ... هیچ‌وقت نتونستم تو ظاهر آدما یه چیزی پیدا کنم برای شروع صحبت :|
    پاسخ:
    لباسم نقطه شروع خوبیه...:)
    البته بستگی به موقعیت و شرائطی که توش هستیم هم داره....من که توی هر موقعیتی یه جوری سر صحبت رو باز می کنم. هنرمندیم توی این زمینه...:)
    دوستیتون همیشه پایدار
    پاسخ:
    سپاسگزارم
  • یــاسـᓄـךּ ●‿●
  • دوستیتون پایدار :))
    پاسخ:
    سپاس... :)
  • این مطلب نوشته شده توسط: علی احمدی
  • درون گرا و برون گرا خودش به چهار دسته تقسیم میشن:
    درون گرای افراطی و درون گرای میانه رو
    برون گرای افراطی و برون گرای میانه رو
    چون خودم ابتدا(نوجوانی)درونگرای میانه رو و الان، درونگرای افراطی ام...
    به نظر من این ارتباط بصری که داشت رو نمیشه با درونگرایی جمع بست، اما سکوتش و وقف بعد از ارتباط بصری تا چند لحظه رو میشه پای محافظه کاریش که یکی از ویژگی های میانه رو هاست گذاشت.
    به هر حال درون یا برون گراش مشخص نشد برام با این تعاریفی که ازش کردید اما(رفت تو فکر)میانه رو بودنش تا حدی ثابت شد.

    و همینطور بیشتر از اون قضیه این مهم بود که ایشون به آرایش و زیبایی اهمیت زیادی میدن و ممکنه شما رو در اون زمینه تو خرج بندازن بعد ها.

    به هر حال موفق باشید و سعی کنید کسی که باهاش ارتباط دوسته صمیمی بر قرار می کنید مثل خودتون باشه تا تاثیرات غیر منتظره روتون نذاره و اگر بهتر از خودتون باشه چه بهتر.
    اما مثلا من نوعی وقتی تنهام و نمیدونم و سر در گم هستم که کی تو اون لحظه خوبه و کی بده و بیشتر هم به این که تو اون بیکاری و تنهایی محیط جدیدم هستم فکر میکنم بهتره حداقل یه کسی که شبیه خودمه برای دیالوگ و ارتباط بر قرار کردن بر گزیده و سعی در امتداد ارتباط کنم.

    اصلا من به خود شما کاری ندارم نظر خودم رو گفتم چون نه شما و نه دوستتون رو دیدم و شناختم و می شناسم از نزدیک که بدونم براتون خوبه یا نه و کلّی نظر دادم در مورد انتخاب دوست یا ارتباط بر قرار کردن با افراد در جامعه و محیط های اجتماعی حقیقی.موفق باشید
    پاسخ:
    سپاسگزارم
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">