روشا مجد

روشا مجد
نویسندگان

کسی به سرهنگ نامه نمی نویسد

يكشنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۴۳ ب.ظ

" کسی به سرهنگ نامه نمی نویسد "، کسل کننده بود ولی بلأخره تمام شد، آن هم با یک واژه تاریخی! ( بی ادب! ) باید اذعان کنم ارزش ادبی و محتوایی این اثر  غیر قابل کتمان است. در تأیید این سخن همین بس که این کتاب را نویسنده بزرگی چون گابریل گارسیا مارکز، به رشته تحریر درآورده است. آثار فاخر را باید خواند؛ حتی اگر کسل کننده باشد.

معتقدم کتاب « کسی به سرهنگ نامه نمی نویسد»، شرح یک انتظار خستگی ناپذیر است. انتظاری تحسین برانگیز برای ادامه زندگی. انتظاری که کاراکتر سرهنگ به خوبی، ایفاگر آن است. سرهنگی بازنشسته که هر جمعه به امید دریافت نامه مستمری اش به پست مراجعه می کند؛ اما هربار، رئیس پست به اومی گوید: نامه ای ندارد. بی آنکه نا امید شود این رفت و آمد را پانزده سال ادامه می دهد تا شاید دولت مقرری تعیین شده را برایش بفرستد؛ اما دریغ!

این رمان کوتاه، بازخورد زندگی شخصی و مالی گابریل گارسیا مارکز و پدر بزرگش است. گویا کاراکتر سرهنگ در این اثر، ایفاگر نقش پدربزرگ مارکز در دنیای حقیقی است. از طرفی فقری که مارکز در زندگی سرهنگ به تصویر کشیده است؛ در حقیقت انعکاس اوضاع بد مالی خود او، در زمان نگارش کتاب است.

حقیقتاً مارکز در این اثر بسیار هنرمندانه و ظریف، خفقان و سانسور حاکم بر آمریکای لاتین را نشان داده است. آگوستین، پسر سرهنگ در جریان همین خفقان و سانسور، کشته می شود. زمانی که اعلامیه های ضد دولت را منتشر می کرد.

سرهنگ، خروس مسابقه ای را که متعلق به پسرش است، با وجود مخالفت های همسرش، با جان و دل مراقبت می کند تا در مسابقه خروس های جنگی پیروز شود، چرا که یادگار فرزندش است . به نظرم خروس، نماد خشم و انتقام او در خونخواهی از پسرش باشد. در واقع، پس از نومید شدن از دریافت مقرری از دولت، شرکت خروس در مسابقه، تنها کورسوی امید اوست برای زندگی!


دیالوگ هایی که دوست داشتم:


پاسخ سرهنگ به دوست پولدارش:

- بیا تو رفیق. امروز بعد از ظهر که دنبالت میگشتم نه اثری از خودت بود و نه از کلاهت!

- من کلاه سرم نمی گذارم؛ چون دوست ندارم مجبور باشم آن را برای هرکسی بردارم!


گفتگوی سرهنگ با همسرش درباره امید:

زن گفت:

- امید را نمی شود خورد.

- سرهنگ جواب داد:

- نمی توانی آن را بخوری، ولی انسان را که سرپا نگه می دارد! امید چیزی است مثل قرص های معجزه گر رفیقم سباس!


گفتگوی سرهنگ و رئیس پست:

سرهنگ گفت:

- قرار بود که امروز حتماً بیاد.

- رئیس پست گفت:

- تنها چیزی که حتماً می آید مرگ است. سرهنگ!..


سخن آخر اینکه، گابریل گارسیا مارکز، بزرگترین نویسنده کلمبیایی و حقیقتاً تأثیرگذارترین نویسنده در باب نقد سیاست های غلط آمریکای لاتین است.


نظرات (۱)

  • مهدی کاشانی زاده
  • منم در یکی از پست هام این رمان رو معرفی کرده بودم اما نه بدین شدت و با متنی طولانی
    پاسخ:
    من کتاب رو توی کتابخونم داشتم. مدت ها بود تصمیم داشتم کتاب رو بخونم ولی فرصت نمیشد. پست شما انگیزه ای شد برا خوندنش.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">