روشا مجد

روشا مجد
نویسندگان

گل یخ

چهارشنبه, ۱۳ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۳:۴۶ ب.ظ

چیزهای با ارزشی در زندگی هست که خیلی زود، از کفت می رود. تنها به خاطر یک اشتباه، اشتباهی که فاجعه بودنش را در زندگیت دیر متوجه میشوی. این اقبال از دست رفته می تواند یک زن باشد یا بهتر است بگویم یک عشق . شاید سال ها بگذرد و یک حادثه، یک اتفاق، یک تلنگر یا روایت یک راوی سبب شود به خاطرات گذشته پرت شوی. صفحات زندگی ات را رو به عقب ورق بزنی، به عمق خاطرات که رسیدی دست کنی توی جیبت، پاکت سیگارت را بیرون بکشی به گمان اینکه شاید یک نخ سیگار آرامت کند. اما!...

اما رغبتی به کشیدن نداری و فقط لابلای انگشتانت آن را به بازی می گیری. می دانی زخم روحت عمیق تر از آن است که با یک نخ سیگار آرام شود. اصلاً بعضی از دردها مخدری ندارد. آن وقت است که تنها خیره می مانی به یک نقطه؛ نقطه ای که ممکن است ته یک خیابان باشد، ته یک جاده یا گل یخ های خشکیده ای که بعد از رفتنش همه جای خانه بودند، یا حتی عکسی از او در روزنامه؛ که حالا برای خودش کسی شده و تو در حسرت روزهای از دست رفته ای هستی که دیگر تکرار نخواهند شد.

نظرات (۵)

لایک 
دردم، زخم دلم، و هر آنچه نامش را میشه گذاشت را، تازه کردید. همیشه آه از نهادم درآمده. آهی که هیچ‌وقت کهنه نمی‌شود.
  • رویا رویایی
  • ++
    عالی بود
    ب شدت احساساتی شدم
    خیلی خوب بود

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">