روشا مجد

روشا مجد
نویسندگان

دست هایی که فریاد می زنند.

سه شنبه, ۱۱ خرداد ۱۳۹۵، ۱۰:۳۳ ق.ظ

هرگاه در کوچه خیابان های شهر  از کنار تصاویری اینگونه عبور می کنم، آن روز دیگر روزخوبی برایم نیست. دست های نیاز حالم را دگرگون می کنند.هر بار به خود نهیب می زنم به تو چه؟ زندگیت را بکن. ذهنم می شود بازپرس جرائم، همه چیز و همه کس را مورد سوءظن قرار می دهد. مگر نه این است که همه ما از یک جنسیم. چرا یکی گوشه خیابان دست هایش فریاد می زند و چشمانش التماس می کند؟! اما دیگری از همین جنس...ذهنم خسته می شو.د پاسخی نمی یابم. افکارم را پس می زنم . صدایی می گوید: سخت نگیر، این نیزبگذرد...می گذرد؟؟؟!!!

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">